«نخستین جمعه ماه شوال و یهانه ای برای دعا»

روز اول ماه شوال هم با همه ی فضیلت و ثواب عبادتش که فرموده اند کمتر از شب قدر نیست  پایان یافت
زمان در میان غفلت ما می گذرد و ما همچنان تماشا کننده ی شتابِ بی امان گذر لحظه ها هستیم.
شب و روز جمعه را دریابیم تا دریافته شویم!
اگر حضرت یعقوب همان وقتی که فرزندانش از او خواستند در حق شان دعا می کرد بی تردید مستجاب می شد ولی حضرت که می دانست در وقت سحرِ شب جمعه تأثیر دعا بیشتر است آن را به وقت سحر شب جمعه موکول کرد
شب و روز جمعه ویژه دعا برای مؤمننِ غمگینِ زندانی و درماندگان و گرفتاران و مظلومین است
و دعا برای شفای بیمارانی که آرزویشان ترخیص شدن از بیمارستان است
دعا برای کامیابی و موفقیت جوانان
دعا برای آمرزش اموات که بی شک به گردن مان حق بزرگی دارند
دعا برای رفع گرفتاری های اقتصادی و نابود شدنِ بلای ویروس کرونا
دعا برای تعالی روح شهدا و اجر و پاداش و  آرامش قلبی خانواده های شهدا
دعا برای دوستان و نزدیکان و حتی مخالفان مان
دعا برای شادی دل ها و زدودن غم ها از دل همه
دعا برای ایجاد گشایش در رزق و روزی و رنگین و برکت یافتن سفره ها
دعا برای آرامش و عشق پایدار در زندگی زناشویی
دعا برای بر آورده کردن رضایت قلبی پدر و مادر ان
دعا برای به ثمر نشستن زحمت ها برای فرزندان
دعا برای درک بیشتر و بهتر از خویش و خالق و مالک هستی بخش و توفیق دیدن نعمت ها و شکر بیکرانِ رحم کننده و نعمت دهنده ی بی حساب.
دعا و خواندن فاتحه و خیرات برای شادی روح عزیزان و اسیران خاک که دست شان از هر عمل خیری کوتاه شده و ملتمسانه التماس دعا دارند با صلوات بر حضرت محمد و ال محمد.
🌺اللهم صل علی محمد وآل محمد🌺

شب قدر،شریف ترین و با فضیلت ترین شب سال(5)

(امام خمینی (ره):
بگذر از خویش اگر عاشق دلباخته ایی

که میان تو و او جز تو کسی حائل نیست

گاه می پرسیم شب قدر کدام شب است؟برای آدم عاشق که می خواهد دل به معشوق بسپاردچه فرقی می کندشب قدر، اولِ ماه مبارک باشد یا  شب های  هفدهم، نوزدهم، بیست و یکم،بیست و سوم،بیست و هفتم،بیست و نهم و...؟ آنچه می دانیم؛ مشخص نبودنِ شب قدر مي‌تواند رحمت و لطف ديگري از خداوند باشد كه انسان بتواند در چند شب، عاشقانه هایش را به پای معشوقش بریزد و با او ارتباط برقرار كرده و راز و نياز كند

راز و  نیازی که دستمایه اش عشق نباشد ابتر و بیات است

مولوی عقیده دارد هر عشقی غیر از عشق خدا قابل بیات شدن است عشق بیات نمی تواند کمترین شور و شوقی در معشوق ایجاد کند ولی عشق حقیقی سرشار از هیجان و سوز و گداز های خیره کننده و رویش و تازه شدن است

معشوق واقعی کجا و معشوق مجازی کجا؟

معشوق واقعی جمالش فانی و زود گذر نیست

عهد شکن و بد قول و خودخواه نیست

معشوق واقعی سهم خواهی نمی کند

معشوقِ واقعی از هر گونه آفات طبیعی به دور است

پیر و ضعف و بیماری و بی حالی و خواب و خستگی ندارد

معشوق واقعی به عاشقش خشم نمی گیرد مانند عشق مجازی بعد از وصال تکراری و روزمره  و دلزده و بهانه جو نمی شود

معشوق واقعی نقص کمال و کاستی و کهنگی ندارد

معشوق واقعی از هر عیب و نقصی بری است

معشوق واقعی در گذر زمان اخلاق و رفتارش تغییر نمی کند اهل پشت کردن و قهر و سهم خواهیِ بیشتر نیست

معشوق واقعی عشقش زنده است

شعر؛

عشق زنده در روان و در بصر

هر دمی باشد ز غنچه تازه تر

 عشق آن زنده گزین که باقی است

کز شراب جانفزایت ساقی است

عشق آن بگزین که جمله انبیا

یافتند از عشق او کار و کیا

البته که؛

ز عشق ناتمام ما ، جمال یار مستغنی است

به آب وتاب وخال وخط چه حاجت روی زیبا را

 پایان

شب قدر،شریف ترین و با فضیلت ترین شب سال(4)

ره آسمان درونست پَرِ عشق را بجنبان
رسول مکرم اسلام (ص) درباره شب قدر فرمودند: «خداوند به امت من شب قدر را بخشیده و هیچ‌ یک از امت‌های پیشین، از این موهبت برخوردار نبوده‌اند.» بر این اساس هر شخص در طول سال می‌تواند تقدیری در شب قدر برای خود رقم بزند ، تقدیری که متناسب با طاعت و عبادت و دلدادگی او به درگاه باری‌تعالی رقم می‌خورد. شایستگی هر کس به اندازه دلِ پاکیزه و عاری از گناه و قلبِ آشتی جویانه و بی کینه و خالی از حسد او با خلق خداست به اندازه ی دستگیریِ بندگان ناتوان و خدمتگزاریِ بی منت به همنوعان است
به اندازه ی عبد بودنِ محض و عشق واقعی او به لقاء معشوق است
آنکه به معشوق واقعی فکر کندمی تواند  با پَرِ عشق به آسمان لایتناهیِ درون سفر کند
ره آسمان درونست پَرِ عشق را بجنبان
پر عشق چون قوی شد غم نردبان نماند
هرکس صلاحیت سفر به آسمان لایتناهی درون را ندارد مگر آنکه عاشق باشد و معشوقش را به درستی درک کند
باغ ها و میوه ها اندر دلست
عکس لطف آن برین آب و گل است
در ماه مبارک رمضان به ویژه شب های احتمالیِ قدر هیچ نردبانی به قدرت و توان عشق برای سفر به آسمانِ درون (رمز رسیدن به کمال) و وصال یار نیست اگر آسمان را لایتناهی می بینیم باید باور داشته باشیم که  فضای درون ما هم لایتناهی است فضایی که همه چیز درآن  اتفاق می افتد و ما چون در گیر حواس پنجگانه ایم (که همه حجاب های درونند) از بُعد روحانی خود فاصله گرفته ایم و فراموش کردیم از کجا آمده ایم و آمدن مان بهر چه بوده، به عبارتی با اهمیت دادن به بُعد جسمانی و حیوانی، بعد روحانی به فراموشی سپرده شد به قول حضرت حافظ؛
در کار گلاب وگل حکم ازلی این بود
کاین شاهد بازاری وین پرده نشین باشد...

شب قدر،شریف ترین و با فضیلت ترین شب سال(3)

شب قدر،سالِ نو و فرصت نو شدنِ مؤمنی است که اراده کرده با دعا و توبه و استغفار سر نوشتِ یکساله ی خود را به دست خود رقم بزند

این شب ها شب های دعاست در این میان، یکی درد و یکی درمان پسندد یکی زور و «زر»و عنوان پسندد!

 یکی هم می خواهد پرده ای را که با جهل خویش بین خود و خدایش کشیده  پاره کند  و در آغوش حمایت پروردگارش قرار گیرد

 شب قدر اقیانوس است که هرکس به قدر همت خود «قدر» می داند و آب می نوشد و بهره ی گسترده می برد

در شب قدر، توبه ی خدا و توبه ی بنده ها  با هم گره خورده است فرصت از این بهتر؟

شب های قدر یا درمانگاه های شبانه روزی در حال تعطیل شدن است هرکس در وقت باقیمانده می تواند متناسب با دردی که دارد از داروخانه ی «قدر» داروی معنوی خود را دریافت کند

   استفاده نکردن از داروهای معنویِ ماه مبارک و درمان نشدن و بر طرف نکردنِ رذائل و عدم کسبِ فضائل،خسارت بار و  حسرت آور است.

هر کس فراخورِ همت و تلاش و شناخت و علاقه ای که دارد تمنایش را به پای معشوقش می ریزد نکته ی باریک تر از مو اینجاست که انسان تا از عشق های خیالی و مصنوعی فاصله نگیرد نمی تواند به معشوق واقعی دست یابد عشق واقعی به عشقی گفته می شود که به تعبیر مولوی بیات نباشد و همیشه تازگی داشته باشد و عاشق(عبد) هم می تواند این ماه و شب قدر را بهانه ی نو و تازه  شدن کند و در چشم معشوق عزیز شود؛

طرب که از تو نباشد بیات می گردد

بیار جام که جان آمدم ز عشق بیات

به پیش دیده من باش تا تو را بینم

که سیر می‌نشود دیده من از آیات

آنکه در شناختِ آیات و نشانه های معشوق،عاجز و ناتوان باشد محال است به وصال و کمال برسد...

ادامه دارد

شب قدر،شریف ترین و با فضیلت ترین شب سال(2)

شب قدر زیباترین فرصت برای یافتن خودِ گمشده و رسیدن به معشوق است
امشب نگاه دل های عاشق به آسمان است و نزول فوج فوجِ فرشتگان به زمین!
شب قدر شب اندازه گیری مثقال هاست  شبی که هرکس فارغ از رنگ و نژاد و موقعیت های دنیایی کاسه ی گدایی اش را با دل شکسته رو به آسمان دارد
هر چیزی که بشکند بی ارزش می شود مگر دل که هر چه بیشتر برای خدا بشکند نزد پروردگار  ارزش بیشتری پیدا می کند
شکستگی دلِ عاشق با هیچ چیز ترمیم نمی شود جز با اشکی که در فراق معشوق و برای رسیدن به او می ریزد.
  قناعت کردن به بهشت در چنین شب مبارکی کمترین است باید با اشک  و طهارت قلب به معشوق رسید
 اشک آب نیست آفتاب است وآنکه گریه های بزرگ دارد از مشرق وجودش هزاران آفتاب سر می زند
اشک، ارمغان روح های بزرگ است مانند چشمه که از کوه های مرتفع می جوشد
اشک، بیدار کننده و رشد دهنده است همانگونه که اشکِ آسمان(باران) زمینه ی رشد دانه ها را فراهم می کند
شب قدر شب جواز عبور از تاریکی جهل نیز هست
برای خروج از ظلمات و رسیدن به نور باید از جاده ی شب با رمز یا مولا علی (ع) و یا زهرا(س) عبور کرد
این شب ها شب های تلاوت قرآن است قرآن نازل شد تا روح انسان بالا رود باران را ببین چگونه با آمدنش گیاهان صعود می کنند کسی که با تلاوت بالا نرود  والا نخواهد شد
سفیدی و سیاهی چشم به معنای شب و روز هستند یعنی آنکه شب ندارد روز هم نخواهد داشت (چشم دارد و نمی بیند)
شهادت حضرت علی(ع) مظهر کرامت و شجاعت و عدالت و شب های قدر بر شما و همه ی مسلمین جهان تسلیت و تعزیت باد.
طاعات و عبادات قبول التماس دعا

به مناسبت گرامیداشت روز معلم

دو باره بوی خوش 12 اردیبهشت نوازشگر مشام جان مان شد تا بهانه ای شد برای سفر به دنیای کودکی و یاد کردن از درس ماندگارِ  آب بابا و  سارا و دارا و ... زحمت های تعلیم معلم.
روز معلم روز سلام به همه ی معلم هایی است که به ما مشقِ عشق و الفبا گفتند
دست و زبان و قلمم را یارای من نیستند تا در وصف معلم بنویسم که او با جان و دل به من خواندن و نوشتن و ادب آموخت
سلام بر معلم که دیروز به ما آموختند و امروز به فرزندانمان
سلام بر معلم و  مدرسه  و همکلاسی و همبازی و میز و نیکمت و تخته سیاه و سلام بر دوران طلایی و زود گذرِ دورانِ کودکی که چون باد بهار گذشت
سلام  بر استادان حوزه و دانشگاه
سلام بر معلم که مرا با الفبای زندگی آشنا کرد
سلام بر نفس های معلم که رسولان روشنایی و چراغ راهند
سلام بر نگاه و پیام پر  مهر معلم که امید از آینده ‏ای روشن و از روزهای نیامده برایمان دارد.
معلم همیشه عزیز!معنی سوختن و ساختن را تنها در تو یافتم که می سوزی و روشنی می بخشی و می سازی و پرورش می دهی
سلام بر معلم، باغبان خوش ذوق و نهال پروری که بذر های علم و دانش را در وجود شاگردانش آبیاری می کند.
سلام بر معلم، روشنی بخشی که شمع از او آموخت چگونه  روشنی بخشیدن را
معلم عزیزم! نمی خواهم در قالب واژه های تکراری از تو تمجید کرده باشم  که خود به من  الفبای عشق آموختی و با سازنده ترین،روشن ترین،توانایی ترین،اصلی ترین، زیباترین،عاقلانه ترین واژه ها آشنایم کردی، از تو بغل بغل محبت و صفا و عشق آموختم.
استادعزیزم! تو یکی از بهترین های روی زمین هستی و همچنی یکی از ارزشمندترین شغلی که هر کس در زندگی‌اش می‌تواند داشته باشد، معلمی است که تو داری که که مطمئنا" به آن می بالی.
معلم عزیز و گرامی! همیشه و همه جا دوستت دارم روزت مبارک دستان بوسه باران اجر کارت با یزدان، نام و یادت  جاودان.

شب قدر،شریف ترین و با فضیلت ترین شب سال(1)

شبِ نزول فرشتگان و روح بر زمين و سلام دادن به بندگان خداست

شب «تقدیر» به معنای اندازه گیری و تعیین است و برای اهل دل شب بهره بردن از فرصت هاست

شبِ عطیه و بخشش خداوند به اندازه نیت انسان هاست

 شب به تسبیح کشیدن اشک های چشمانی است که از خوف کرده های خویش به پهنای صورت جاری می شود.

شب رقم خوردنِ سر نوشت و فرود ملائکه آسمانی و روح است که مقدرات یک سال انسان بر اساس عملکرد او مشخص و بر قلب حجّت زمان (عج) عرضه می شود

شبِ میانبر زدن و راه صد ساله را در یک شب طی کردن است

شب سرودن عاشقانه ترین ترانه ای است که در وصف معشوق می توان سرود

شب العفو گفتن و عفو شدن است

شبِ نو شدن و تازه شدن و  تولدی دو باره است

شب فرستادن دست های خالی به سوی خزانه دار بی همتا و مالک زمین آسمان است

 شب آراستن و پاکیزه کردن و شستشوی دل برای فرود فرشتگان است که فرشتگان مهمانیِ  دل آلوده را نمی پذیرند

شب نزول باران انا انزلنا از آسمان بی انتها بر فرق زمین است

شب شستشوی چشم ها با اشک  ندامت است

شب بیدار ماندن برای ذکر و بیدار شدن از خواب جهالت و غفلت است

شب فرصت سازی است نه فرصت سوزی

شب با شرافت و با فضیلت است به واسطه ی نزول قرآن

شب تلاوت قرآن و ذکر  و دلدادگی و عاشقی و تجارت پر سود

شب بازگشت از راه های نا صواب و نا ثواب و تکرار الهی العفو  الهی العفو

شبِ عبادت و احيا که معادلِ آن بيش از هزار ماه است.

شب استفاده از فرصت ناب پیش آمده است

چرا که  سال دیگر را که می داند حساب؟...

ادامه دارد

روایت مجله "خواندنیها"ی 65 سال قبل از ماه رمضان آیت الله بروجردی

آیت الله بروجردی ماه رمضان را چگونه گذرانیدند؟

آیت الله بزرگ بروجردی در گرمای طاقت فرسای شهر قم مشغول انجام امتحانات طلاب علوم دینیه می باشند . در طول ماه رمضان روزه دار بوده و موقع سحر با دو سیر ماست و لقمه ای نان نیت روزه می کرده و هنگام افطار با یک استکان شیر غذا تناول می کردند.
 آیت الله هر روز بر سر درس طلاب حاضر شده و شخصا امتحانات آخر سال را به عمل می آورند...درحال حاضر چهار هزار نفر در پای منبر آیت الله بزرگ بروجردی به کسب علم مشغولند.
ایشان بعد از پایان امتحانات چند روزی را به رسیدگی به امور مذهبی خواهند گذراند و آنگاه طبق معمول سنواتی به سوی وشنوه که یکی از ییلاقات قم است عزیمت خواهند کرد.
 در حال حاضر سه میلیون ریال از ایالات و ولایات ایران می رسد به ایشان می رسد و عجیب اینکه دو میلیون و پانصد هزار ریال آن از بازگانان تهران است.
آیت الله محبوب بروجردی یک شاهی از وجوه ارسالی مسلمین را بابت خودشان برداشت نمی کنند و همچنان بر روی حصیر وطنی به زندگی خود ادامه داده.

�به یاد عزیزانی که با ما زیستند و اکنون نیستند�

گاهی برای خواندن و یا نخواندن یک فاتحه برای اهل قبور به دنبال دلیل می گردیم!

 پرسید: مگر خواندن یک فاتحه یا خیرات چقدر ثواب دارد که این همه به بازماندگان تأکید می شود اسیران خاک را در یابند ؟ ساکن قبر از پیش،چراغی برای روشنایی قبرش  فرستاده و نیازی به خیرات ما نخواهد داشت!

جواب داد؛ هیچ امری از جانب دین بی حکمت نیست آنچه فرموده اند  در هر امری  خیر و صلاحی است که شاید ما بی خبریم فاتحه خواندن نیز همین حکم را دارد از امام صادق صلوات الله علیه نقل شده که فرمود: کسی که قل هو الله احد را یک مرتبه بخواند، گویا ثلث قرآن و ثلث تورات و ثلث انجیل و ثلث زبور را قرائت کرده است.

 از آنجا که فایده‌ی هر کار خوب و حسنه‌ای، اول و بیش از همه، به فاعل (کننده) آن کار می‌رسد طبق فرمایش امام صادق(ع) کسی که فاتحه می خواند چندین بار قرآن را دوره و تلاوت کرده است با این نگاه ثواب اصلیِ فاتحه به فاتحه خوان بر می گردد.

همچنین کسی که در حق دیگری دعا کند صد برابر ثواب به خودش بر می گردد در صورتی که اگر آن شخص در حق خودش دعا کند آنهم در صورت مستجاب شدن اجر کمتری از دعا می برد

در صدقه دادن نیز گرچه گیرنده صدقه را منتفع می کند ولی صدقه دهنده است که با دفع و دور کردنِ بلا  از خود و خانواده اش  بیشترین بهره را می برند

خواندن فاتحه نیز برای زنده ها فرصت است به ویژه برای کسانی که وقت کمتری برای  تلاوت دارند در روایات آمده است؛ کسی که یک مرتبه سوره قل هو الله را بخواند، گویا ثلث قرآن را خوانده است. و اگر دو مرتبه بخواند، گویا دو ثلث قرآن را خوانده. و اگر سه مرتبه بخواند، مثل آن است که تمام قرآن را خوانده است .

با استفاده از چنین فرصتی جهت شادی روح در گذشتگان مان رحم الله من یقرا فاتحه مع الصلوات

🌺اللهم صل علی محمد وآل محمد🌺

سلام بر ام المؤمنین حضرت خدیجه(س)

سلام بر ام المؤمنین حضرت خدیجه(س)
بانوی فداکار و پرهیزکار
از حضرت خدیجه(س) گفتن یعنی ورود به قطعه ای از تاریخ که مسلمان شدن و مسلمان بودن با طرد شدن و شلاق خوردن و زخم و درد و گرسنگی و مرگ همراه می شد.دوره ی غربتِ حضرت محمد(ص) و حضرت علی(ع) و حضرت خدیجه (س) مسلمانانی که برای نشر و معرفی اسلام در کنار مسجد الحرام و کعبه و در منظر نگاه  کفار نماز می خواندند و با این عملشان حضور اولین جامعه کوچک اسلامی را به مسافران و مقیمان اطلاع می دادند این ارتباط ها همچنان تا مرحله خطیرترین دوره اعلام عمومی رسالت  ادامه داشت مرحله ای که  سخت ترین و گاه دردناک ترین مراحل برای پیامبر صلی الله علیه و آله و خانواده اوست. در این دوره، خصوصا سال های آغازین آن، خدیجه  به شدت تحت فشار قرار داشت و گاه خطر کشته شدن پیامبر صلی الله علیه و آله را نیز مشاهده می کرد،
شوربختانه در ایران مرکز تشیع آن طور که باید شایستگی ها و فداکاری ها و از خود گذشتگی های بانوی فداکار و  پرهزکار حضرت خدیجه(س)گفته و نوشته نشده است. آن چه می دانیم خدیجه همسر رسول خدا(ص) و مادر حضرت فاطمه(س) 68 سال قبل از هجرت بدنیا آمد و مال و اموال فراوانی داشت که در راه ترویج اسلام هزینه کرد یا به شوهرش بخشید.. بنده همین ها را می دانستم ولی رفته رفته دریافتم این ها کجا و اراده و همت و فداکاری و تأیید پیامبر بودنِ شوهرت حضرت محمد(ص) در شرایط سخت کجا؟ با این که پی بردم از نظر شرافت خانوادگی و نسبت های خویشاوندی ، در شمار بزرگترین قبیله های عرب جای داشتید و از همان اول،آثار بزرگی و نجابت و شرافت ازکردار و گفتارت پدیدار بود ولی بازهم قانع نشدم.
تا این که دانستم تو از همان اول برای پیامبراکرم (ص) همسری لایق و  یاوری صادق بودید و این نکته را حضرت حتی بعد از رحلت شما بارها فرموده اند: در زمانی که همه مرا تکذیب می کردند خدیجه مرا تأیید کرد و شناخت تو روزی در دلم جای گرفت که حضرت فرمود: به خدیجه گفتم خدیجه! در حالی که به خانه می آمدم گیاهان و درختان و کوهها مرا کرنش می کردند و بر من سلام می دادند، خدیجه بی درنگ گفت: اطمینان دارم تو رسول و فرستاده خدا هستی...ا ین را نیز دانستم که فضایل اخلاقی ات، بسیاری از بزرگان و صاحب منصبان عرب را به فکر ازدواج با تو می انداخت ولی همه را پس زدی و  شیفته ی اخلاق و کمال و مقامات معنوی پیامبر (ص) شدید...
سالروز وفات حضرت خدیجه کبری سلام الله علیها بر شما دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت (ع) تسلیت باد

شوخوانی سنت حسنه ای که به خاطره ها پیوست(4)

به یاد حافظان سنت ها 

ماه مبارک که از راه می رسید از بین همین مردان مؤمن کویر و روزه گیر کسانی بودند که در طول سحرهای ماه رمضان مردم را برای روزه گرفتن با اشعار ناب مذهبی و عرفانی از خوابِ خوش بیدار می کردند که ما به گویش محلی به آن شوخنی می گوییم.

همسایه ها نیز نسبت به بیدار کردن یکدیگر احساس وظیفه می کردند

مردم روستا که به نسبت شهری ها از درک بهتری بر خوردار بودند می دانستند خوب و بد بودنِ همسایه بر ارتباط و امنیت و آرامش و  اخلاق آن ها تأثیر به سزایی دارد با این نگاه،همسایه ی خوب را نزدیکتر از فامیل می دانستند

 در سحرهای ماه رمضان با این که همسایه ها یکدیگر را بیدار می کردند ولی نوای گوشنواز و بیدار باشِ شو خوانی و اذانِ مرحوم ملا رمضان و مرحوم حاج ابوالقاسم در فضای ساکت بهمن آباد طنین می افکند.

جادارد از مرحوم محمد کربلایی رمضان و مرحوم حاج غلامرضا و مرحوم ابراهیم توپچی به عنوان مؤذنِ آن دوره به نیکی یاد کنیم.

غنیمت شمردن فرصت ها؛

بعضی از مؤمنین که سحرگاه رمضان را بهترین زمانِ خدمت به مردم می دانستند با به صدا در آوردنِ چلک خلق الله را از خواب و غفلت بیدارمی کردند که از جمله می توان به مرحوم کربلای حسن کربلایی غلامرضا(همسایه بام به بام) مرحوم علی اکبر فدایی(همسایه مقابل) و بنا بر شنیده ها مرحومه زهرا خانم همسر مرحوم حاج فرج الله اشاره داشت روح همگی شاد.

حال که سخن از مؤذنین گذشته و در گذشته به میان آمد یاد کنیم از مرحوم کبله عباس سویزی که در طول عمر با برکتش با وجود کهولت سن و هوای سرد زمستان تا آخرین روزهای حیاتش بر بلندای بام می ایستاد و با صدای رسای خود مردم نماز گرار را از فرا رسیدن وقت نماز آگاه می ساخت و همچنین یاد کنیم از مرحوم حج علی حج اسمعل و دیگر عزیزانی که با  شوخنی و چِلِک زدن مؤمنین سویز  را برای یک روز روزه داری از خواب بیدار می کردند

از خداوند بخشنده و مهربان برای همه ی خاطره آفرینانِ ماه مبارک رمضان طلب مغفرت و آمرزش می کنیم.

روحشان شاد و یادشان گرامی

شوخوانی سنت حسنه ای که به خاطره ها پیوست(3)

به یاد حافظان سنت ها

 از دوره ای یاد می کنیم که  افطاری ها بوی صمیمیت و یکدلی می داد آن روزها مردان و زنانِ روستا در کمالِ  مناعت و قناعت و به دور از چشم و همچشمی ها و به رخ کشیدن ها سر سفره ی ساده کنار هم می نشستند و از آنچه خداوند روزیشان داده بود افطار می کردند.

مردم خطه ی کویر مؤمن و صبور و شاکرند حتی گیاهان این سرزمین هم گویی شکوه ای از کم آبی و تشنگی ندارند درختچه های گز یا تاق و بسیاری از گیاهان که به صورت خودرو می رویند در برابر بادهای سرد خزان و عطش و آتش و گرمای سوزان کویر خم به ابرو نمی آورند گویی آن ها نیز مقاومت و تحمل را در مقابل سختی ها از مردان و زنان سخت کوشِ کویر آموخته اند دست های پینه بسته و خطوط چین و چروک پیشانیِ کویر نشین روایتگر اثر گذرزمان است که هرکس قادر به خواندنش نیست

مردان و زنان خداجوی کویر حرف ملا و شیخ روستا را باور داشتند وقتی می گفت: پیامبراعظم(ص) فرموده است: روزه گرفتن در تابستان گرم جهاد است و امام صادق(ع) آن را برترین جهاد معرفی کرده است.

 مردم کویر، ماه رمضان را به معنای واقعی ماه برکت می دانستند(برکت به معناي خير بسيار و دائمي است و اگر چيزي داراي خوبيهاي زياد و مستمر باشد آن را مبارک مي نامند) همین باور باعث می شد در اوج گرمای کویر از صبح تا نزدیک غروب آفتاب با دهان روزه مشغول کاشت و یا برداشت محصول شان باشند و حتی خود  را از تنها آب خنک و گوارای صحرا(حوض مرحوم خالصی ها) محروم کنند تا اجر و ثواب بیشتری از روزه داری ببرند...

ادامه دارد