ما چطور آدمی هستیم؟(4)
در گذشتِ مرحوم پیر غلام...
در گذشت کنیز فاطمه (س)...
برای هر کدام از ما پیش آمده که القابی را به ما نسبت می دهند که می دانیم اینگونه نیست و یا تعریف هایی از ما می کنند که شایستگی اش را نداریم راه دوری نمی رویم این روزها هر مردی که از دنیا می رود او را مفتخر به لقب پیر غلام می کنیم و خانمِ از دنیا رفته را نیز به لقب کنیز فاطمه(س) مفتخر می سازیم گذشته از درست یا غلط بودنِ این نوع نوشتار و گفتار،ما آدم ها چون تعلق و لقب دوست هستیم از داد و ستد عنوان ها برای خودمان استقبال می کنیم این لقب دوستی مربوط به زمان حاضر نیست که ریشه در گذشته دارد همه ی ما به یاد داریم برخی از همولایتی های ما چون هنگام تشرف مادرشان به کربلا یا مکه در رَحِم بوده اند به آن ها حاجی و کربلاییِ شکمی می گفتند.
بنده خدایی با شوهر خواهرش قهر کرده بود که چرا به او که دو بار به حج عمره رفته حاج آقا نمی گوید! استاد، و دکتر و مهندس که جای خود را دارد اما آیا داشتن لقب های بیشتر نشانه ی خوب بودنِ فرد هم هست؟ خوب یا بد بودن مان را جز خودمان کسی نمی داند اینکه مردم ما را مؤمن و متقی و پرهیزکار و خوش اخلاق بدانند خوب است ولی برای خودمان قابل باور نیست همانطور که اگر همه ی مردم ما را بد و قالتاق و دزد و بد اخلاق بدانند گفتارشان یک پول سیاه نمی ارزد چون در هر دو صورت این خود ما هستیم که می دانیم چه کرده ایم بنده خدایی می گفت: با اینکه سال ها در کلان شهر تهران دود خوردم و کار کردم یکی از همولایتی های بی خبر از همه جا به من تهمت دزدی زده پرسیدم پس چرا ناراحت نیستی؟خندید و گفت چون خودم و خدایم شاهدیم که ریالی به ناحق نبرده ام و لقمه ای به حرام نخورده ام من هم با خوشحالی گفتم یک خبر خوب برایت دارم و آن اینکه روز حساب و کتابِ روز جزا بیشتر اعمال فرد هتاک و تهمت زننده را به تو می دهند معامله از این بهتر؟...
ادامه دارد