بخوانید تا بدانید(5)

آینه(آیینه)

به عقیده ی خراسانی ها؛

هرکس شب در آینه نگاه کند دیوانه خواهد شد.

شب در آینه نگاه کردن کراهت دارد؛پریشانی یا رنگ زردی می آورد

مکن شب در آیینه نظر/  شوی خوار اندر میان بشر

اگر کسی بخواهد در آینه نظر کند باید قبلا" آینه را روی لوله ی چراغ نگاه دارد و سه دور بچرخاند تا شعله ی چراغ سطح آینه را زرد و کدر کند.

«پریدن پلک چشم»

اگر پلک چشم راست بپرد خوشحالی به ایشان روی می آورد

و اگر پلک چشم چپ بپرد غم و مصیبت به او می رسد در هر دو حال باید فورا" پس از پریدن پلک پرِ کاهی پیدا کرد و با آبِ دهان خیس نمود و روی پلک گذاشت وگفت:اگر بار می خواهی بیا این هم بار! زیرا عقیده دارند که پلک چشم در وقت پریدن «بار» می طلبد.

گاهی نیز پس از گذاشتن کاه روی پلک چشم می گویند:به حق سوره تبارک پریدنت باشد مبارک!

«اسب»

دیدن اسب سفید در بیداری یا در خواب مراد است.

اسب سرخ،خوش یمن است هرکس اسب سرخ در خانه نگاه دارد خیر و برکتِ خانه اش زیاد می شود.

اگر کسی  بخواهد با اسب سفر کند و در موقع حرکت، اسب، سرگین بیندازد سفر برای او میمنت و مبارکی خواهد داشت.

«الاغ»

اگر الاغ نشسته عرعر کند صاحبش خواهد مرد...

ادامه دارد

چند کلمه خودمانی  (18)

به شما نه، این ها را به خودم می گویم؛

دنیا پر از مهربونی و نا مهربونی است.

روزهای زندگی هم مثل روشنایی و تاریکی و آفتاب و سایه و سفیدی و سیاهی است.

اگر این تضادها نبود زندگی بود ولی مثل غذای بی نمک طعم و مزه نداشت.

زنده مانی و زندگانی دو مقوله ی جدا از هم اند.

خوش به حال اونایی که می تونن در لحظه زندگی کنن.

خوش به حال اونایی که دامنه ی آرزوهاشون بلند بالا و دست نایافتنی نیست.

این ها از اونایی نیستن که از زمین و زمان گله دارند ولی از خودشان هرگز!

گله مندی از چرخ روزگار و مکافاتش هم  که جای خود داره.

 عجب چیزی گفت شاعر؛از مکافات عمل غافل مشو،

گندم از گندم بروید جو ز جو...

 یه نگاه بکنیم به کِشتِه های خودمون،هر چه را کِشتیم درو خواهیم کرد.

از روی گله مندی گفتم؛ روزگار با من خوب تا نکرد، گفت؛تو با روزگار خوب تا کردی؟

عمل انسان موجب میشه،بعضی ها در همین دنیا زیر چرخ روزگار لِه بشن.

برخی هم گفته اند؛ روزی که چرخ بر من مسکین جفا کند/

در زیر خاک بند ز بندم جدا کند...یعنی به اون دنیا واگذار شدن.

روزگار هر گز جفا نمی کنه و اگر جفا کرد آغازگرش همین موجود دو پاست که حد و حدود خودش رو نمیشناسه.

رفتار ما از اندیشه ی ما سرچشمه می گیره اندیشه ی زیبا یا اندیشه ی زشت هر کدوم عکس العمل ماست که بر ماست.

نفرت و کینه زائیده اندیشه ی نا زیبای ماست.

و مهرورزی و دوستی ها ترجمان اندیشه ی زیباست.

گفتم؛ روزگار بر من سخت می گیره،

گفت:تو بیش از هرکس و هر چیز، خودت بر خودت سخت گرفته ای!

تو  پر و بال و  دست و پایت را با تعلقاتت بسته ای و امکان رفتن و پرواز رو از خودت سلب کرده ای.

تو خودت رو ،در قفس آهنینِ منیت ها و کبر و غرور و حسادت و خواسته ها و همچشمی ها و مقایسه های بیجا محبوس و گرفتار و زمینگیر کرده ای،

و چون در زمین، زمینگیر شده ای از طعم و لذت پرواز نمی دانی و هیچ نمی فهمی!

بال گشودن و پرواز در آسمان از آن تو«انسان» است،فرش کجا و عرش کجا؟

ولی اول باید بارت رو سبک کنی تا بتوانی بال بگشایی،باید مثل کودکان  پشتِ پا  به زمین بزنی تا بتونی پروازِ بیکرانِ آسمان را درک نمی کنی،

پشت پا زن به دو عالم اگر از مردانی

کار اطفال بود پا به زمین مالیدن

ادامه دارد

بخوانید تا بدانید(3)

خسوف و کسوف (خورشید و ماه گرفتگی)

و  بارون مِیَه جَر جَر

خراسانی ها معتقدند اگر خورشید بگیرد یعنی کسوف بشود از زیاد شدن گناه مردان است.

و اگر ماه بگیرد یا خسوف صورت بگیرد از زیادی گناه زنان است.

گرفتن خورشید از آن جهت است که خطا یا گناهی رخ داده و خداوند تبارک و تعالی برای مدتی فروغ و نورانیت را می گیرد و روسیاهشان می کند.

در باره ی باران می گویند؛

هر قطره باران را یک فرشته از آسمان فرود می آورد و پس از آن که به زمین رساند دوباره به آسمان بر می گردد.

اگر قطره های باران در وقت افتادن روی آب «قبه» یعنی حباب درست کند باران طولانی خواهد بارید.

اگر باران روز شنبه آغاز شود تمام هفته باران خواهد بارید.

اگر در شب عروسی باران ببارد رزق و روزیِ عروس و داماد فراوان خواهد شد و خداوند اولاد متعدد به عروس عطا خواهد کرد.

اگر یک طرف آسمان پر ابر باشد و باران ببارد ولی طرف دیگر آسمان صاف و آفتابی باشد اصطلاحا" می گویند عروسیِ مادرِ شغال است یا گرگ می زاید.

بارانی که 65 تا 70 روز پس از نوروز ببارد به باران نیسان معروف است این باران دارای خواص بسیار است و برای معالجه ی برخی از امراض به کار می رود از آن جمله است تقویت موی سر،به همین جهت است که می گویند؛باران نیسان بر سر هر کس ببارد موی سرِ آن شخص قوت می گیرد و سرش پُر پشت می شود.

به هنگام باریدن باران،بچه ها دستِ جمعی این شعر را از سرِ خوشحالی  می خوانند که معنیِ چندان روشنی ندارد.

بارون میه جرجر/ پشت خَنِه هاجر

هاجر عروسی دره / دمب خروسی در

سلام بر جمعه گرامی ترین روز هفته

جمعه روز دعا و خواستن  است خواستن بیچاره از چاره ساز گرفتار از گره گشا، نیازمند از بی نیاز و بنده از  بنده نوازِ رب العالمین

پروردگارا!

اینک این بنده ی عاصی و محروم از تمامی شایستگی های نیک و خداپسندانه نام خود را در زمره محکومان و گنه کاران به ثبت رسانده ام و با نگاه به رحمت بی نهایتت می خواهم در یک جمعه دیگر و در نخستین جمعه ی ماه مبارک رمضان از تو طلب مغفرت کنم تا مرا ببخشایی و توفیق بندگی عطا کنی.

 پروردگارا! تو را سپاس می گویم که یک ماه رمضان دیگر زنده ام داشتی تا الهی العفو بگویم و امیدوارتر به رحمتت نفس بکشم.

پروردگارا!

می دانم که سخنم را می شنوی و جایگاهم را می بینی و از ظاهر و باطن من آگاهی و هیچ چیزی از امر تو پوشیده نیست.

من به پیشگاه تو ،نیازمند،دادخواه،پناهنده،بیمناک،هراسان و معترف به گناهم هستم

سؤالم از تو سؤال بی کسان است و بی قراری ام نزد تو بی قراری بنده ی گنه کار ذلیل است

پس به عنوانِ یک گرفتارِ بیمناک از فردای خویش و از حساب و کتاب و میزان، مرا در دعا خواهی و پذیرش توبه و رسیدن به احسن الحال ناکام مگذار و روز حساب مرا رسوا مگردان و از گناهان و بدی هایم کم و بر خوبی و ثوابم بیفزای و ترس و حزن و اندوه را در آن روز که همه ترسانند از من دور گردان و شفاعت شفاعت کنندگان را بپذیر و آتش دوزخ را بر من حرام گردان و در بهترین مکان بهشت همراه بهترین بندگانت جای و مقامم ده.

پروردگارا!

از تو می خواهم بهترین آنچه که به خوبان داده ای از مال و همسر و اولاد که نه گمراه باشند و نه گمراه کننده

پروردگارا!

در این روز جمعه که سرور و آقای همه ی روزهاست و فضیلت ها و ثواب و نیکی ها دو چندان نوشته می شود ما را به  فضیلت امروز مفتخر فرما و بر حسنات ما بیفزا...

ادامه دارد

بخوانید تا بدانید(2)

دعا برای بستن زبان دشمنان و بد خواهان

خراسانی های عقیده دارند دعا کارساز است و گره هرکاری با دعا گشوده می شود از این رو برای بستن زبان بد خواهان و دشمنان و ایمن بودن از شر زبان بد گویان و سخن چینان این دعا را بر کاغذی می نویسند و از گردن خود می آویزند:

لا اله الله...از زمین تا آسمان

از آسمان تا عرش

از عرش تا کرسی

از کرسی تا لوح

بستم زبان همه ی بد گویان را

از حسود و غماز(کسی که با چشم و ابرو اشاره کند)

 از دشمن و بدخواه

دشمن روز سفید

دشمن شب سیاه

دشمن روی زمین

بستم زبان سیصد و شصت و شش رگ بنی آدم و بنات حوا را در حق صاحب این هیکل

مهر کردم به حق محمد رسول الله(ص) زبان جمله دشمان را از اولین و آخرین

بستم به حق بیست و چهار هزار پیغمبر

به حق بیست و هشت حروف تهجی

بستم به حق سال و ماهِ سی روز

به حق هفته ی هفت روز

به حق شب و روز

به حق بیست و چهار ساعت

به حق دوازده برج حمل و ثور و جوزا و سرطان و اسد و سنبله و میزان و عقرب و قوس و جدی و دلو و حوت

بستم به حق هفت کواکب زحل و مشتری و زهره و عطارد و قمر و شمس

بستم به حق کعبه و زمزم و حجر الاسود و مقام ابراهیم و مروه و صف و منی و کوه ابو قبیس و مدینه و کربلا و نجف و کاظمین و مشهد الرضا(ع)

به حق سلیمان بن داوود

به حق نام های عظیم و کلام قدیم

بستم زبان جمله ی دشمنان و بد خواهان خود را از اولین و آخرین ان شاءالله

(شرح کامل این دعا در جامع الدعوات کبیر)

ادامه دارد

شستشوی جان در نهر پاک رمضان(3)

رمضان آمدی خوش آمدی
تو که آمدی با خود،شمیمِ خوشِ دل کندگی و عطر دل نواز را آوردی و جان ها را حلاوت بخشیدی.
تو که آمدی درک کردم زیبا خالقم را که او می خواند مرا،با همه ی بدی هایم با همه گنه کار بودنم
تو که آمدی یعنی گشوده شدنِ پنجره ی آسمانی و امید برای بخشیده شدن.
تو که آمدی مرا بردی به جمع خوبان، و گوشم را آماده کردی برای شنیدنِ صدای چلک،که از هزاران موسیقی برایم خوشتر بود
تو که آمدی دلم را به سحرهای معنوی و کنار هم بودن و شوق و انتظار روزه داشتن گره زدی
تو که آمدی صدای آواز خوانی سماور زغالی را به یادم انداختی و زحمت های مادر را و  جمع مهربانی و بوی نان پنجه کش و فتیر  و اشکنه قاتق را
تو که آمدی مرا بردی به قول و قرار من و پدر و مادرم که  1- باید روزه بگیرم 2- وقتی به کتل(زمین بلند در صحرا، کوه) می روند مرا نیز با خود ببرند!
امروز نخستین روز ما مبارک رمضان است و باز دلم هوای شوخوانی کرد
اما سحرگاه امروز هر چه گوش هایم را تیز کردم نغمه های سحر را از حلقوم همولایتی هایم نشنیدم.
آری خیلی از عزیزان ما سال هاست تن داده اند به سفر بی بازگشت و صدایشان خاموش شده.
تو که آمدی ما را بردی به خاطرات آن سال ها که مرحوم ملا حسین و حاج شیخ و ملا رمضان و حاج ملاعلی بی ریا برایمان منبر می رفتند.
تو که آمدی شعرهای با معنی شو خوانی را یاد آوری کردی،چه خوب بود به آن دوره می رفتم و دگربار، آن اشعار را از حلقوم ملا رمضان و...می شنیدم.

سحر بخیز تجدید وضو کن
به آب توبه خود را شستشو کن

اگر خواهی شوی پاک از پلیدی
به درگاه خدای خویش رو کن

به شکر نعمتش تا می‌توانی
لبت را آشنا با ذکر او کن

در رحمت به رویت کرده حق باز
به او رو آور و دفع عدو کن

گدای درگه حق شو به عالم
گدایی گر کنی با آبرو کن

هرآنچه درد دلت داری به عالم
سحر با حقتعالی گفتگو کن

اگر خواهی تو فیض از محضرحق
از او توفیق طاعت آرزو کن

ادامه دارد

شستشوی جان در نهر پاک رمضان (قسمت2)

به انتظار آمدنت لحظه ها را شماره می کنیم

بیا ای ماه سوزاننده ی گناهان که با آمدنت،امید بخشیده شدن در دل ها جان می گیرد، گناه در جامعه کاهش می یابد،دل ها مهربان تر می شوند و صله ی رحم جان می گیرد.

با آمدنت حس انتقام می میرد و گذشت ها نمود پیدا می کنند.

با آمدنت بهار در بهار  شکل می گیرد و مشاممان پر می شود از رایحه خوشبویی که با خود داری.

با آمدنت فاصله ها با خودمان کم می شود و با همین رویکرد به الله نزدیکتر می شویم

با آمدنت، از بند رها می شویم و تن به بندگی می دهیم و  خدایان را پس می زنیم و خدای احد و واحد را می ستاییم.

با آمدنت ، غرور و حسادت و خودکامگی و خودبزرگ بینی و فریب و نیرنگ و بی رحمی و زور گویی و بد زبانی و قساوتِ قلب و کبر و ریا و همه ی زشتی ها و پلشتی ها می میرند و از دست و پاهایمان زنجیرهای تعلقاتِ دنیایی که خود بر دست و پای خود بسته ایم  گشوده می شود و در عوض شیطان به زنجیر کشیده می شود.

با آمدنت ما اراده ی سفر می کنیم گرچه همیشه آغاز راه دشوار است ولی می خواهیم  از هر موانعی رد شویم و چون عقاب اوج بگیریم عقاب در آغازِ اوج گرفتن و پر کشیدن پر می ریزد اما وقتی کاملا اوج می گیرد حتی از بال زدن هم بی نیاز است ما نیز می خواهیم سبکبال پرواز کنیم.

با آمدنت تنها می شویم اما نه انزوا و تنهاییِ تحمیلی،بلکه تنها و جدا از تن،ها،می خواهیم یک ماه از زمین و زمینگیر شدن دور شویم و سفر کنیم به ملکوت.

با آمدنت به فرصت سی روزه دست می یابیم فرصتی برای هم سفره شدن با ملائک.

با آمدنت ملائک نیز می آیند و شب قدر با همه ی بزرگی و عظمتش از راه می رسد.

 با آمدنت دعای ملکوتیِ سحر و غروب های بهشتی و مناجات های شبانه و الغوث الغوث بال های پروازمان می شوند.

با آمدنت...

ادامه_دارد

بخوانید تا بدانید(1)

در باره ی اعمال بند آمدن باران درخراسان...

شاید تا کنون نشنیده باشید که خراسانی ها  برای بند آمدن بارانِ بی وقت چه می کنند؟

اگر زیاده از حد باران ببارد و مزارع و خانه ها را به ویرانی تهدید کند برای بند آمدن باران اعمال زیر را بجا می آورند:

1- دیگ بزرگ مسی بزرگی را که به ارث برده باشندوارونه زیر باران می گذارند

2-چهل «ق» به «یک نفس» به روی کاغذ می نویسند و کاغذ را روی ناودان می گذارند و یا از شاخه ی درختی می آویزند.

3-اندکی نمک روی  یک قطه نان می پاشند و آن را  به دست بچه ی شکم اول می دهند ببرَد زیر باران بگذارد.

4-نام هفت یا چهل و یک آدم کچل را با مرکب روی کاغذ می نویسند و کاغذ را در کنار باغچه زیر باران قرار می دهند و معتقدند به محض آن که نام کچل ها از صفحه ی کاغذ شسته و محو شد باران بند خواهد آمد گاهی به جای این کار نخی به دست می گیرند و نام چهل و یک کچل را یک یک بر زبان می آورند و با نام هر کچل، یک گره به نخ می زنند(به این طریق در عالم تصور و خیال بختِ کچل ها را می بندند) و معتقدند همینکه گره چهل و یکم زده شد باران بند خواهد آمد.

5- در برخی از روستاها و شهرها این شعر را که در حقیقت نوعی دعاست بطور انفرادی یا دسته جمعی می خوانند؛

به حق شاه کربلا

به حق نور مصطفی

به حق گنبد طلا

اَبرا  بِرَن  به کوسیا(کوه سیاه)

آفتاب بیا به شهر ما

بارون نیا بارون نیا

بارون نیا بارون نیا

شستشوی جان در نهر پاک رمضان  

دوباره صدای گام های آمدن ماه مبارک رمضان گوشنواز شد تا با آمدنش خاطرات دوران کودکی مان جان بگیرد و دستمایه ای شود برای بردنمان به روزهایی که به  شوق گرفتن روزه ی کله گنجشکی سحر بر می خاستیم و چون بزرگترها سحری می خوردیم و به اصطلاح روزه می گرفتیم.
با آمدن ماه رمضات دلتنگ اذان مغرب می شوم که بعد از شنیدنِ صدای رسای مؤذن بر گردِ سفره ی افطار حلقه می زدیم و همراه با بزرگترها دستانمان را بسوی آسمان بلند می کردیم و درخواست های کودکانه مان را همچون شاخک های گلی نازک و خوشبو،به دامن فرشتگان می ریختیم فرق انسان و درخت آن است که درخت برای حیات،باید ریشه درخاک بدواند و انسان ریشه در آسمان ، با این نگاه از کودکی به ما آموختند در دعا و هنگام خواستن،سر و دست ها را به سوی آسمان بالا ببریم.
و  دلتنگ «شوخوانی» و چلک زدن می شوم تا بار دیگر مرحوم ملا رمضان و حاج ابوالقاسم و... شو خوانی کنند و مرحوم کربلایی حسن کربلایی غلامرضا و مرحوم علی اکبر فدایی با به صدا در آوردن چلک (فلز حلبی و پیت نفت) ما را به خوردنِ سحری بخوانند چه بیدار باش زیبایی بود که با قلب خالص و سلیم و صدای دلنشین چلک و با اشعار زیبا و کلام خدا آغاز می شد و با ذکر نام او پایان می یافت.

از اذان کبله عباس سویزی بیدارم
صدای شو خوانی و اذان، سکوتِ حاکم بر کویر  را می شکست  اذان کبله عباس سویزی را به خاطر دارید؟سحر خیزی مان را به اذان کبله عباس مَثَل می زدیم پیر مرد سحر خیزیِ  که در سرمای سخت زمستان به ویژه شب های ماه مبارک صدای رسای خود را تا دورترین  می فرستاد و ما دربهمن آباد و آبرانان در صحرا این صدای گرم را به خوبی می  شنیدیم.
یاد خوانندگان اشعارِ شوخانی های دیروز و یاد آن ها که چلک می زدند و بیدارمان می کردند گرامی باد،

شو بُرُت و نیمه شَعبون مِبَرَک

هم شو بُرات هم نیمه شَعبون رزِ تولد امام زمان (عج) مِبَرَکتو بَشه

دِعا کِنم دِعَمَل مُنِتظِر بَشِم نِه به زِبو

شو بُرات از قِدیم رَسِم بی یَه و العونِم رَسمه که همه مِرِن به ریی قِبرِستو،

مُرده ها چیشم انتظارِن که بِرشو خیرات و مبرات کِنِن

از چَن رِز پیش مِگِن خدا کِنَه شو بُرات یک نِفِر فاتحه بِفرستَه

شو برات مگن بعد از شو قدِر، از همه شوها مقوم و  اَجرِش بیشتره

مِدَنی اچی مِگِن شو برات؟یَعَنِم هرکه عبادت کِنَه و از خدا طلبِ اَمُرزِش کنه از جِهِدِم بیزاری خُوسته

به هَمی خَ طِر،گفتن شو برات شو، تِبرِئَه و نُجاتِم هَس

مِگن دِ ایشو رزق و روزی یَک سالت مَعلیم مِره

شو برات هم بِرِ مرده ها اَجِر و ثِباب  دَرَه ،هم بِرِ زِنده ها

خدا کِنه ایمرِز یک شُنبه تا وخت درم بِهره بِرم وُ از تِه دل مُردِه هامُر دُعا کِنِم و  بگم الهی العفو

برگردان؛

شب برات و نیمه شعبان مبارک

هم شب برات و هم  نیمه شعبان روز تولد امام زمان(عج) مبارکتون باشه

دعا کنیم در عمل منتظرش باشیم نه با زبان

شب برات از قدیم رسم بوده و الآن هم رسم هست که همه میرن روی قبرستان

مرده ها چشم انتظارند که براشون خیرات و مبرات بفرستن

از چن روز پیش میگن خدا کنه یک نفر هم شده برامون فاتحه بفرسته

در باره شب برات میگن بعد از شب قدر،مقام و  اجرش و ثوابش از همه شب ها بیشتره

می دونی چرا به این شب میگن شب برات؟یعنی هر کی عبادت کنه و از خداوند طلب آمرزش کنه از جهنم بیزاری جسته

به همین خاطر  گفتن شب برات شب تبرئه و نجات هم هست

میگن در این شب و روز،رزق و روزی یک سال معلوم میشه

شب برات هم برا مرده اجر و ثواب داره،هم برا  زنده ها

خدا کنه امروز یک شنبه تا وقت داریم بهره ببریم و از ته دل مرده هامون رو دعا کنیم و بگیم الهی العفو